غزل


٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
سر سختی ای غزل امشب ، به نام کيست
اين واژه ها که بی خبرند از خيال من ؟
تو تک صدای حنجره سبز اين دلی
ديگر نگو که می روی از لحن کال من
بردار هر چه که دارم برای تو
تنها نگاه گرم تو يک لحظه مال من
بايد بريد از همه ، حتی ز آبرو
وقتی که می روی به گريه ز چشمان لال من
امشب کنار بغضهای مکرر نشسته ام
تا بشکنند آينه ها را به حال من
بايد بلند بگويم مبادا که نشنود
اين آسمان که بيخبر است از زوال من
دارم به دست خويشتن از دست می روم
چيزی بگو که گريه نگيرد مجال من

   + لیلا خجسته راد ; ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۱