درد دل


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وراي تمام حرفها
تمام چيزهايي كه برايت درد دل كرده ام
غمي به رنگ سپيد
در دلم جريان دراد
كه در قرارگاه وجودم
نقش تازيانه را بازي مي كند
اينگونه ام كه گاهي در لابلاي غمهاي خود
بر خويش ظاهر مي شوم
و ناشيانه خود را به تمسخر مي گيرم !
و ناشيانه خود را بزرگ مي كنم !
هميشه اين ميل جستجو
- اين جريان ناب زندگي –
مجبورم مي كند
تا در برگهاي پراكنده ذهنم
به دنبال احساسهايي بگردم
كه در بي حواسيهايم به هدر رفته اند
بارها در تزلزلم سهيم بوده اند
و بارها در استواري ام شريك
گو اينكه در پنداشتهاي سطحي ام
هيچگاه نتوانسته ام عمقشان را درك كنم
با اينهمه
خوشبخت و ساده ام
از آن دست آدمياني كه ......

   + لیلا خجسته راد ; ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸۱
comment نظرات ()