در سيلانم اي خوشبختي متروك
كه زيبنده ترين آرزوي خويش را به باد داده ام
هرگزت اينگونه نديده ام
يعني به اشاره خويش رسيده ام ؟
به گريه اي محتاجم
تا عبورم دهد از لابلاي زلالي تو
خود را به حقيقت در كدام حادثه يافته ام ؟
بگو تا رهايم كند اين پيامبر مجاز
که اين حقيقت
مرا به ارجمندي دور از ذهني مي خواند
پيدايم كن
اي سرنوشت شگفت
كه به متروكه خويش
پناه آورده ام !

   + لیلا خجسته راد ; ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸۱
comment نظرات ()