خواب ديده اي ؟؟


اينجا پر از واژه هايي است پوشيده از جنس خواهش
من در تلاطم كه چندي است از واژه ها در فرارم

البته اين شعر براي الان من دروغ محضي است . من به كلمات نياز دارم . و گاهي در لحظه هايي چنين _ چنان به آنها هجوم مي آورم كه هيچ چيز جلودارم نيست .
- براي خودت داري كسي مي شوي دختر !
- خواب ديده اي خير باشد ؟!
كاش به اين لحظه ها ي صبور بسنده نمي كردم - اينچنين . قدري به خويش محتاجم كه به خودش برم گرداند . دلم خوش همين است .
به آسمانم برگردان كه پيشاني پر پرنده امانم نمي دهد .
به همين سه - چهار يا پنج سال پيشم برگردان تا دوباره تو را ببينم .
- خواب ديده اي خير باشد دختر !

   + لیلا خجسته راد ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۱
comment نظرات ()