دست و پنجه نرم می کنم
با تقديری که نمی خواهد بيايد
با تنی که روی خاک خم نمی شود
با قلبی که آرام نمی شود
چه کنم ؟
اين سر بی سودا
ديگر خنده های تو را در خود نمی گنجاند
ديگر هيچ صاعقه ای
خبر بارانت را نمی زايد ....

-تنها
مال ديگران نيست اين بهاری که دارد می آيد
جوابم را داد
قدری نسيم روی دستانش بود

   + لیلا خجسته راد ; ۱:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۱
comment نظرات ()