پاپا سهراب

نمیدونم چی شد که حرف پدربزرگ پیش اومد. همسری از بابام پرسید «عکسی ازش دارید؟» باباها هم در این مواقع از خداشونه سر بکشن توی صندوقچه‌ی خاطرات و خاطره تعریف کنن. اونم بابای من که همیشه ی خدا به حافظه‌ش غبطه می‌خورم!
میره عکس باباشو میاره؛ سهراب با یه کلاه پهلوی توی یه قاب قدیمی. 
قاب توی هال دست به دست می‌گرده تا به من میرسه. تصویری که از پاپا دارم همیشه همین عکس بوده. نگاهش انگار با آدم حرف میزنه. نگاه خوشحالی نیست. اتفاقا خیلی غمگین و تنها هم هست.
پاپا سهراب وقتی از دنیا رفت من چهار سالم بود اما خیلی خوب روز مرگش رو یادم هست. این که موقع مردن هم کت و شلوار تنش بود! چیز زیادی از شخصیتش نمی‌دونم. از بابا میپرسم اونم مثل شما اهل نماز و دین و ایمان بود؟ بابا با اطمینان میگه آره، بود. مامان به تایید سرش رو تکون میده. اما مطمئنم پاپا اندازه‌ی بابا اهل دین و ایمان نبوده. یعنی کمتر بوده. قصه‌ی بابا جداست. فکر نکنم کسی در اطرافیان به پاش برسه. 
من فقط یه خاطره‌ی کوچیک دارم از پاپا. بابا میگه از روزی که فوت شده تا به حالا، شبی نبوده که براش فاتحه نخونده باشه! تعجب
سرتون رو درد نیارم. سهراب درست همون سالی مرد که سهراب سپهری از دنیا رفت. بابا دقیق نمیدونه باباش موقع مرگ چند سالش بوده ولی عکس چیزی حول و حوش هشتاد میزنه. بابا و مامان هر دو اعتراف میکنن که اون همیشه سرحال و سالم بوده ولی خب یهو هم قلبش از کار می افته. یه مرگ کاملا راحت و بی دردسر.

 

 

 

*پیش ترها از پاپا سلیمان -بابای مامان- نوشته بودم توی وبلاگ. اینم ادای دینی به سهراب که بهره‌ی کمتری از سلیمان ازش داشتم. خدا همه‌شون رو قرین رحمت خودش کنه.
** در گویش لُرها(ی باکلاس نیشخند) پاپا به جای پدربزرگ استفاده می‌شه!!!

 

/ 6 نظر / 30 بازدید
سلبی ناز رستمی

سلام لیلا جان خوبی به خوانش نقدی بر چهارمین مجموعه چرا که نبودی لیلاکردبچه دعوت هستید. نظرات سازنده شما گامی در دنیای نقد امروز است.

ملیحهـ چگینی

پاپا سهراب من هم فقط در یک قاب مشکی جا خوش کرده ، با کت و شلوار مشکی و موهای شونه کرده که به حق خان زادگی برازندش بوده : ) .:: روحشون قرین رحمت[گل]

مکث

خدا رحمت کنه همشون رو...

نیمرخ

چه جالب.پاپا.خدا رحمتشون کنه

دیلا

مگه بختیاری هستی؟ روحش شاد

نيما

روحش قرين شادي اين لرهاي با كلاس! هم جالب بود [لبخند]