خاطرت چون است؟

فرمود که خاطرت چون است؟ خوش است یا نه؟ زیرا خاطر، عزیز چیزی است، همچو دام است. دام می‌باید که درست باشد تا صید گیرد. اگر خاطر ناخوش باشد دام دریده باشد، به کاری نیاید. پس باید که دوستی در حق کسی به افراط نباشد و دشمنی هم به افراط نباشد که از این هر دو دام دریده شود. این دوستی که نباید افراط شود در حق غیر حق می‌گوییم اما در حق باری تعالی هیچ افراط مصور نشود و محبت هر چه بیشتر، بهتر.

از فیه مافیه مولانا

/ 3 نظر / 33 بازدید
بهاران

ای پرنده به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پير شود بعد برو باش با دست خودت آينه را پاک بکن نکند آينه دل گير شود بعد برو يک نفر حسرت لبخند تو را می بارد خنده کن عشق نمک گير شود بعد برو خواب ديدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبير شود... بعد برو... شعر از زنبق سلیمان نژاد

ايمان

که دور ماندن از آن خنده هات، اجباری است توان پاشدنم نیست، زخم من کاریست بدون تو دلم از اشک و آه سرشار است همان قَدَر، بغلم از حضور تو عاری ست نفس کشیدن من شد دلیل زیستنم که زنده بودن من انتهای ناچاری ست ايمان