روی شانه‌ات...

ابراهیم گفت بارپروردگارا به من بنما چگونه مردگان را زنده خواهی کرد. خداوند فرمود باور نداری؟ گفت آری باور دارم لیکن خواهم تا به مشاهده ی آن دلم آرام گیرد. خداوند فرمود چهار مرغ بگیر و گوشت آنها به هم درآمیز نزد خود. آنگاه هر قسمتی بر سر کوهی بگذار سپس آن مرغان را بخوان تا به سوی تو شتابان پرواز کنند و آنگاه بدان که همانا خداوند بر همه چیز خلق توانا و به حقایق امور عالم داناست*

 

امروز
بادها
آن‌قدر سبک می وزند
که پرِ کاهی از تنهایی من
روی لب‌هایشان نیست
تنها چند پرنده‌ی خاموش
از من تا تو
پر می‌کشند
           هفت بار
روی شانه‌ات
آرامشی‌ست...

 

 

*سوره‌ی بقره، آیه‌ی 260

/ 12 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دیلا

[گل]اگر ماهم ایمان ابراهیم پیامبر را داشتیم خوب بود

مكث

شانه ي چپت!

شاعر

بعد از سالیلن سال سکوت آمدم. به همان نشانی که بریا نوشته ام برای تثبیت حافظه و فرار از آلزایمر لحظات به نشانی زیر ( http://salbinaz.blogfa.com دعوت هستید.

ملیحهـ چگینی

خدا .. خدا .. خدا .. بانو این آرامشی که همیشه اینجا بود چند برابر شده و این برای من لبخند دارد و تشکر : ) .:: ضربه ی آخر شعرت : )

علی کافه چی

ابراهیم که در آن "‌اسوه الحسنه "‌بود برای آرام شدن دلش از تو معجزه خواست من ابراهیم نیستم من همان " اولائک کالانعام "‌ یا شاید هم ‌"‌بل هم اذل "‌باشم پس بیشتر به معجزه ات نیاز دارم حضرت "‌یا من بیده ی ناصیتی "‌ افسارم را بگیر من را ببر به آنجا که می خواهی من بودنت را می خواهم خودت را به من بنما و هی توی گوشم زمزمه نکن "‌لا تدرک الابصار "‌ من نمی فهمم من معجزه می خواهم ...

لیلی

هر چه که با قلم تو در اینجا سبز می شود را دوست دارم ... مثل همین شعر که هفت بار خواندمش و هزار بار دوستش داشتم

دیلا

سلام صاحب خونه من اومدم ننوشته بودی آرشیو خوندم رفتم [نیشخند]

شوکران

سلام همیشه بخاطر صداقتی که درنوشته هاتون داریدتحسینتون کردم وبهنون ارادت دارم/ویژه/واما اینجاجای خوبی برای بیان احساسات یانقدواقعی نوشته هانیست اینجادتیای دیگریست باادمهای دیگری اینجا زشتی وزیبائی. خوبی وبدی .حتی گذشت ویاترحم. معنای دیگری دارد.که درادبیات عادی ماهرگز بکارگرفته نشده ورفتارهاهم چنین نمایشی ندارد.شایدپس از خلاصی وبازگشت بزندگی عادی درحدوسع رنجنامه ای ازاین دنیا نه البته گله بلکه درددلی ازبیوفائی ادمهاخصوصانزدیکان این سوته دلان بی تقصیر قلمی کنم گرچه به هیچ کسی برنخواهد خورد امادینی ست که این ادمهای فراموش شده ومهربان حداقل برگردن من دارن.مدیرمحترم وبلاگ ازشماسپاسگزارم.وبلاگی دارم بنام حاج عمو مردی برای تمام فصول چون پسوردوبلاگ وفراموش کردم مطالبم رودرقسمت نظرات مینویسم اگرشماویادوستان قابل دونستن سری بزنن باارادت ویژه به شماودوستانتون.تخت 27.....تابعد.

میس راوی

انگار آرامش بافته ای در این شعر