یک سوال

خیلی سال پیش وقتی که فکر کنم نصف همین که هستم، یعنی نوزده ساله بودم سوالهای زیادی توی ذهنم بود و همیشه هم دنبال جواب برای اونا بودم. یکی از اون سوالها این بود که چرا آدما وقتی سن شون بالا میره دلشون میخواد برگردن به قبل و دوباره بچه بشن و دوباره جوونی رو از سر بگیرن و ...
اون دوران صاحبان شرکتی که برای کارآموزی میرفتم دو شریک بودند که الحق خیلی چیزها بهم یاد دادند و بعضی جاها واقعا دلسوزانه و معلم وار کمکم کردند. یک روز که در حال صحبت با هر دوشون بودم و بخار چای با اسانس لیمو(هیچوقت یادم نمیره) از فنجونهامون بالا میزد، این سوال رو از هردوشون پرسیدم. با تمام بچگی و با تمام صداقت.

- چرا آدما دوست دارن برگردن به گذشته؟ چرا من این حس رو هیچوقت نداشتم؟

دو نفرشون وایسادن و احتمالا عاقل اندرسفیه بهم نگاه کردن. آقای ذ نیشخندی زد. از این نیشخندها همیشه میزد. بعد مثل اینکه بخواد منو به کشف مهمی برسونه یه جمله گفت «برای این که شما هنوز چیزی رو از دست ندادی!» شاید هم گفت تو. یادم نیست. اما این جمله رو الان تا 38 سالگی و اندی با خودم کشوندم و هیچوقت یادم نرفته. بارها هم برای خودم سوال خودم رو تکرار کردم و هنوز همون نتیجه‌ی بچه‌گانه‌ی هیجده سال پیش جوابم بوده. من دلم نمیخواد حتی یه قدم به عقب برگردم. آقای ذ و آقای ص هر دو به نسبت آدمهای موفقی بودن و زندگی خوبی داشتن. آقای ص البته سن و سالش فکر کنم نزدیک شصت بود ولی آقای ذ بیشتر از چهل و یک و دو نشون نمیداد.
در تمام این سالها هر وقت یاد این ماجرا می افتادم منتظر بودم من هم به همون نتیجه برسم.
تا این که...

دارم کتاب سه شنبه ها با موری رو میخونم. بعد از مدتها کتابی منو به خودش جذب کرد. توی یکی از صفحاتش میچ(نویسنده کتاب) سوالی از موری(استادش) می پرسه. جوابی که از موری می شنونه دقیقا همون چیزی هست که من دنبالشم. ذوق و شوق تمام وجودم رو پر میکنه. دلم میخواد اون پاراگراف رو صدبار بخونم و به خودم بگم پس تو اشتباه نمیکردی. تو نباید هیچوقت بخوای برگردی به گذشته، تو به دنیای پیش رو تعلق داری؛ با عشق و امید و ایمان. 

 

 

* این پست احتمالا ادامه دار است...

/ 3 نظر / 69 بازدید
وبلاگ آموزش خیاطی لعیا

سلامممم[قلب][قلب][گل] وبلاگت خیلی جالبه لطفا به منم سر بزن اگه موافق تبادل لینکم هستی منو با اسم وبلاگ آموزش خیاطی لینک کن بعد خبرم کن منم لینکت کنم میسییییییییی[خجالت][خجالت][ماچ]

جالب بود. مرسی سلام و عرض ادب خانم خجسته راد

خروس بي محل

برگشتن به گذشته به شرطي كه عقل و فهم و درك اين سن و سال رو هم بتوني ببري به گذشته.....وگرنه صرفا رفتن به گذشته فقط يك تكرار ميباشد با همان اشتباهات تكراري....چه فايده...؟