وقتی هنوز صِدام میزنی

همین که چشمهات می‌چرخه روی مانیتور، همین که دستهات می گرده روی کیبورد و بعد پنجره‌ای باز میشه به اسم «شبیه خودم»، همین که یه جمله می نویسی که هزار قصه توشه، خوشحالم. خوشحالم که دلخوشی‌هام هنوز هستن و می‌تونم بابت وجودشون هی از خدا تشکر کنم.
تو از تن خسته‌ت چیزی نمی‌گی، فقط از دریچه‌ی روح بزرگت پنجره‌ای باز میکنی رو به من و ملایم صدام می زنی...
من همه‌ی دردهای تو رو نمی فهمم، خستگی‌هات رو لمس نمی کنم، اما تنها کاری که از دستم برمیاد دعا برای سلامتی و روبه راه شدن دوباره‌ت هست. این که اون بستر که عاشقانه به تو چسبیده، زودتری با سلامتی‌ت جمع بشه و بره پی کارش.
ای کاش زودتر این طور بشه عزیز دل...

 

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
مكث

منم دعا منم دعا!!!![نیشخند]

ناز و نیاز

منو این هواهای عالی نابود كرد كارمندِ اداره‌ی اوقاف بودم تو همچین هوایی استعفا دادم تو همچین هوایی معتادِ توتون شدم تو همچین هوایی عاشق شدم تو همچین هوایی فراموشم شد كه یه لقمه نون ببرم خونه مرضِ شعر گفتنم كاملاً تو همچین هواهایی عود كرد منو این هواهای عالی نابود كرد ..

نيما

اين عزيز مهربان، هر كي كه هست براش آرزوي سلامتي ميكنم